تعطیلات آخر هفته
از برق چشات می شه فهمید که چقدر سرزمین پدریت رو دوست داری.هم زادگاه بابایی و هم خویشاوندان بابایی همشون دوست داشتنین.عین خود بابایی
.از مادر جون مهربون شما بگم که واسه بیدارشدن شما منتظر پلک نیمه باز شما می شینن وبا کوچکترین علایم بیداری شما رو در آغوش می گیرن...

9
(این عکس دز اردیبهشت ماه گرفته شده .واسه مامان ژست نگرفتی چون تو چرت بودی قند عسلم.اون موهای نانازم موهای الهه جون خالست). از بچه های عمو جونا و عمه جون بگم که خیلی دوست دارن
و واسه بودن بینشون و
ورجه ورجه کردن و بازی باهاشون حسابی هیجان زده میشی .تازه بعضی اوقات یادت می ره یه بابا و مامانیم داشتی
.ماهم از بازیت و خوشحالیت لذت میبریم و از دور چشمان مراقب بابا و مامان همیشه همراهتن،شازده کوچولوی مامان.
اینهم یک عکس از نوادگان حاج آقا عباسی:

طاها جونم،دنیای دوست داشتنی مامان ،طبق معمول دوربین رو دست مامان دیدی و فیگر همیشگیت رو حفظ کردی. آخه تو از کجا می دونی که من حلاک این ژستاتم،قشنگم
.
توضیح:مهسا جونم به سن تکلیف رسیدن،ودر این زمانه فقر ایمان،ایشون سعی دارن حجابشون رو حفظ کنن.زن عمو عاشقتم مهسا جونم.انشاالله موفق باشی مهربون زن عمو.

وووووووووووووو طاها جون در جکوزی مادر جون اینا.وکلی آب بازی:::


مامان رو می بوسی ،که باز لحظه ای بدون دلبری نمونده باشی.از وقتی کوچولوتر بودی علاقه زیادی به دوش آب داشتی.و هر وقت مامان دوش رو بهت نزدیک می کردم قلقلکت می یومدواز خنده قهقهه میزدی.فدای خندههات.

منزل مادر جون ؛ آقا حسام پسر خوش تیپ و مهربون و با ادب که شما رو خیلی دوست داره..این کلاه واسه حسام جونه که تو عکس گذاشتن سر شما.حسام جون زبان انگلیسیش خیلی خوبه و هر کلمه ای رو که بلده به انگلیسی می گه.مثلا اومد با اون زبون شیرینش گفت:زن عمو طاوا اپل(سیب) می خوره.الهی فدات شم عززززززززیزم.






تعطیلات آخر هفته
