آقا طاهای نازنینآقا طاهای نازنین، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
مریمنازمریمناز، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

طاها،زیباترین هدیه خداوند

پند 8

امروز مطلبی در مورد زندگی خوندم،حیفم امد واست نتایپم.... مگه میشه مامانی مطلبی رو تنها تنها ،بدون میوه دلم و عصاره وجودم بخونم؟؟؟ ..... معلومه که نههههههه... **زندگی** از زندگی لذت ببرید و از فرصت ها استفاده کنید. سرخوش باشید و شادی امروز را به فردا موکول نکنید. چون این لحظه پیرترین سنی هستید که تا به حال بوده اید و جوانترین سنی که تا ابد خواهید بود. تمام انرژی و سعیمون ،فراهم کردن شرایط بازی و شادی توست ای شادی و نشاط خانه ما،طاهای قلبمان.   نصیحت مورچه به حضرت سلیمان آورده اند که چون حضرت سلیمان(ع) تخت خود را به وادی نمل برد، از موری نصیحت خواست که در دنیا به...
14 ارديبهشت 1393

بازی:شادی:10

چقدر دلم می خواست این عکس واسه امروز بود و شما،گلبرگ یاس و نسترن مادر خوبه خوب بودی.اما حسابی سینت داغونه و من هم داغونتر از همیشه.اما پا شدم و یک عود خوش بو سوزاندم و با اعماق وجودم بوییدم تا این رایحه بی نظیر بره و برسه به تک تک سلولهای اندوهگین وجودم. و لی حالا خوبم،خیلی بهتر از قبل،چون  رایحه این عود آرامش بخش ،تلنگری بود بر منع امیدم ،خدای بی مثالم. و اما این دسر خوشمزه هم می تونه با دستان هنرمند نازنینتون درست شه .هم  واسش بازی و سر گرمی باشه . با تمام دست درون دسر کردن و لیسیدن انگشتان چه لذت بخش است. امتحانش ضرر نداره.خیلی راحت:تنها با اضافه کردن یک لیوان شیر سرد و هم زدن بدست می یاد. در ضمن طع...
10 ارديبهشت 1393

یک پست متفاوت..

پسرم.طاهای من در این پست می خوام متفاوت باشم.اینقدرها بزرگ شدی که بتونم باهات دردو دل کنم .حرف بزنم ،بلکه خالی شم ،سبک شم.و در آخر بگم آخیش دلم خنک شد.     من،مامان شقایق،مادر طاهای قلبم اعتراف می کنم در حال حاضر که ساعت یک و نیم نیمه شبه ،خیلی خسته ،داغون،ناراحت ،دلواپس ،خراب ،بی حوصله ، بیمار و کلاَُ خوب نیستم.... چرا؟؟؟؟وای چرا؟؟؟؟ اصلا جای تعجب نداره.چون من هم آدمم.مثل همه آدمهای اطرافمون.حق دارم خسته شم،کلافه شم ،بی حوصله و عصبانی.این چند روز خیلی نگرانتم .داشتیم با این حساسیت فصلیت کنار می یومدیم که زد و درد دندونت  شروع شد و شب بیداریهای یک ساعت به یک ساعت و روزهای بی خوابی و کلافگی مادر ا...
9 ارديبهشت 1393

مادر

مادر! درستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود وگلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت. شکوه عشق را در زمزمه های مادرانه ات می یابم وانگیزه خلقت را از قلب پرمهرت می خوانم. مادر، بوسه بر دستان خسته تو جانم را زنده می کند و دیدار تو عشق را در دلم به ارمغان می آورد. ایمانم از دعای توست وخدایم را از زبان تو شناخته ام ، عبادت را تو به من آموخته ای ، مادر! ای الهه مهر. تو گلی خوشبو از بهشت خدایی که گلخانه دلم از عطرتو سرشار است ، از تبار فاطمه ای وگویی وجود تو را با مهر فاطمه سرشته اند پس همیشه دعایم کن چراکه دعایت سرمایه فردای من است. ... مادرم ! به پاس آنچه به من داده ای ، به ستایش محبتهای بی اندازه ات ،...
31 فروردين 1393

طاهای 21 ماهه ما

چرا اینقدر تند و تند می گذرن این ماهها؟چرا اینقدر داری زود بزرگ می شی؟اگه من بخوام تا آخر عمرم بهت شیر بدم باید کیو ببینم؟ اگه اصلا نخوام ترکم کنی و بری پی زندگیت ،باید چکار کنم؟اگه دلم بخواد تا آخر عمرم تو بغلم بخوابونمت باید چطور راضیت کنم؟؟؟ ماهگیت مبارک.ای جان من..جانان من ...دنیای من.رویای من ..طاهای من خدا و فقط و فقط اون خداست که می دونه که چقدر عاشقتم.من دووووووووووست دارم.چندین ماهه که همیشه و همیشه دغدغم  و غصم اینه که قراره بعد دو سالگیت از شیر بگیرمت.آخه من عاشق این دقایق مادرانگیم هستم. از نزدیکترین فاصله می بوسمت،می بویمت،و از اینکه تنهای تنها و در سکوت کامل و چشمان بسته ،در آغوشم از عصاره وجودم ت...
31 فروردين 1393

پند 6

داستان کوتاه و زیبای اگر عمر دوباره داشتم ...     دان هرالد   کاریکاتوریست و طنزنویس آمریکایى در سال ١٨٨٩ در ایندیانا متولد شد و در سال ١٩۶۶ از جهان رفت. دان هرالد داراى تالیفات زیادى است اما قطعه کوتاهش «اگر عمر دوباره داشتم...» او را در جهان معروف کرد.   بخوانید ،بلکه شاید کمی فکر باقی عمرمان را کنیم  :: :       « البته آب ریخته را نتوان به کوزه باز گرداند، اما قانونى هم تدوین نشده که فکرش را منع کرده باشد .   اگر عمر دوباره داشتم،   مى کوشیدم اشتباهات بیشترى مرتکب شوم . ...
27 فروردين 1393

پند 7

  پند لقمان به پسرش     روزی لقمان به پسرش گفت :   امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی .   اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری ! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی ! و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی ! پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟   لقمان جواب داد : اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد . اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی ...
27 فروردين 1393

طاهای 20 ماهه ما

باکلی تاخیر سلام.من اعتراف می کنم که فرصت داشتم در نیمه شبهای خاموش یا سحرگاهان زیبا از وجود نازنینت از حضورت و خاطرات سراسر شیرینت بگم ،اما آدم باید خیلی خیلی آدم باشه که در مقابل خوابهای شیرین بهاری طاقت بیاره.باور کن پسر نازنینم که مادرت در خواب کلی با خودم کلنجار می رم،که پاشو عزیزم.تو می تونی ....اما افسوس و صد افسوس.خدا می دونه که چقدر شیرینه این خواب بهاری.          میوه دل مادر 20 ماهگیت با تاخیر یک ماهه مبارک... این یه پست یشت در مونده از سال 92 است که به دلیل بی وقتی مادر نتونستم به موقع آپ کنم.و اما چقدر این ماه بخاطر عدد بیستش واسم مهم بود و از توجه زیادی به تاخیر افتا...
26 فروردين 1393

پند 5

        هر آنچه از خواندنش لذت می برم برایت می نویسم ،ای نازنین تر از ناز،نازدانه مادر.تا انشاالله روزی بخوانی و لذت ببری.   داستان کوتاه آخرین آرزوی سقراط پیش از آنکه سقراط را محاکمه کنند از وی پرسیدند: بزرگترین آرزویی که در دل داری چیست؟ پاسخ داد: بزرگترین آرزوی من این است که به بالاترین مکان آتن صعود کنم و با صدای بلند به مردم بگویم: ای دوستان، چرا با این حرص و ولع بهترین و عزیزترین سال های زندگی خود را به جمع ثروت و سیم و طلا می گذرانید، در حالیکه آنگونه که باید و شاید در تعلیم و تربیت اطفالتان که مجبور خواهید شد ثروت خود را برای آنها باقی بگذارید، همت نمی گمارید؟ داستان...
20 فروردين 1393