آقا طاهای نازنینآقا طاهای نازنین، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
مریمنازمریمناز، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

طاها،زیباترین هدیه خداوند

هر روزتان نوروز

بنام خالق بهار ... سال نو موهبتیست الهی برای نو شدن،برای تلاشی دوباره،برای از سر گرفتن شروعی دوباره.دو نوروز را در کنار تو سپری کرده ایم.دو نوروز را با تو متولد شده ایم.دو سال شیرین ترین لحظات زندگیمان را تو نقاشی کرده ای و دو سفره هفتسین را با ستایش خالق تو چیده ایم.چقدر بهار در کنار تو وبا نگاه معصومانه تو و نفسهای گرم وجودت زیباست.بهار زندگی ما ،شکوفه گیلاس ما ،بزرگترین برکت حضورت ،آنست که هر لحظه و هر نفس ما را وادار به شکر خدای مهربانمان می کند، و چه توفیقی بالاتر از آن که شاکر خدایی هستیم که هیچ چیز برایمان کم نگذاشته است. با خودم قول و قراری گذارده ام،که مثل همیشه چشم به یاری پروردگار نازنینم دارم.و اما یادم باشد که زیب...
20 فروردين 1393

دوستانی پاکتر از آب روان

نازنین مادر ،میوه دل مادر آنقدر به گروه همسالانت و بچه های کوچک و بزرگ علاقه نشون می دی و با دیدنشون خوشحال می شی و بعد از رفتنشون از خاطراتشون با ذوق واسه مامان تعریف می کنی(البته به زبون مامان و پسری)که تصمیم گرفتم یه پست از دوستات بزارم،که هر زمان خواستیم سرکی به وبلاگتون بزنیم،از دیدن مجموعه دوستات لذت ببری. تمام ذهنم ،هستیم،وجودم،به شادی تو می اندیشدو بس.به هر کجا می روم با هر که دوستی می کنم،فقط برای شادی چهره توست ای سلطان قلب مادر. توصیفی از دوستانت نخواهم داشت ،چون فرشته ها جز خوبی چیز دیگری برای گفتن ندارند....همه عزیزندو دوست داشتنی و بی همتا برای والدینشون. هر نگاهت،جان تازه به جانم می افکند،ای امید قلب مادر. ...
25 اسفند 1392

روزهای خونه تکونی

وای که چقدر خسته ام نازنین مادر.یک لیوان چای تازه دم و یک شعر زیبا،چقدر واسم دلچسبه،بعد از یک روز سراسر کار و خسته کننده..این چند روز مامانو ببخش که خیلی نمی تونم واست وقت بزارم،اما تا جایی که در توانمه سعی می کنم درحین کار کردن لذت هم ببریم از بازی با اسپری آب بجای شیشه شور و دستمال و جارو و...  از مامان جون و بابایی کمک می گیرم تا شما رو در فضای بیرون بگردونن و....چشم بهم بزنی،خونه تکونی تموم می شه،میوه دل مادر. عاشقتم و دوست دارم،نازنین نگارم. از خوندن شعر فریدون مشیری سرمست شدم،حیفم امد شما نخونی ای شیرین تر عسل،طاهای من:::                 ...
11 اسفند 1392

پند 4

  اينشتين بر سر سفره هفت سين دكتر حسابي   در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون دکتر حسابى تصمیم مى‌گیرد سفره هفت سینى براى انیشتین و جمعى از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله «بور»، «فرمى»، «شوریندگر» و «دیراگ» و دیگر استادان دانشگاه بچیند و آنها را براى سال نو دعوت کند… آقاى دکتر خودش کارتهاى دعوت را طراحى مى‌کند و حاشیه آن را با گل‌هاى نیلوفر که زیر ستون‌هاى تخت جمشید هست تزئین مى‌کند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح مى‌دهد. چون مى‌دانست وقتى ریشه مشخص شود براى طرف مقابل دلدادگى ایجاد مى‌کند. دکتر مى‌گفت:...
11 اسفند 1392

لغت نامه طاها جون

خدای من  بخاطر تک تک این کلمات که از زبان نازنین نگارم جاری می شود از تو سپاسگذارم.که اگر خواست تو نبود لذت شنیدن عایدم نمی شد واینها همش رحمت توست. الوووو            aloooo       گوشی دستت می گیری .راه میری و من عاشق   عاشق این الو گفتنتم. علی                      ali          بلند کردن.بالا بردن خوردش و هر وسیلهدیگر.منو بزار بالا مسی-سی(با گردن کج و دلبرانه)   si-msi &nb...
9 اسفند 1392

طاهای 19 ماهه ما - 2

هر زمان می یام از شیرینیهات از دلبریات بنویسم،غرق در عشقت می شم و می رم سراغ وصف حالم.به خودم می یام می بینم،نیم ساعتی پا لب تابم خوابم برده و مثل همیشه نشد که بشه.اما امروز از اول می خوام از تو ،زیباترین هدیه خداوندم بگم. آقای پدر و همسر عزیزم،روزت مبارک.شما به اندازه تموم خوبیهای دنیا خوب و عزیزی .بابای مهربون روزت مبارک .ممنون بخاطر همه چیز.   به ندرت پیش می یاد از خواب پاشی و بد اخلاق باشی.همیشه رو تختت و روی حفاظ تختت دو تا دستاتو می زاری و با لبخندی دلبرانه و با نگاهی معصومانه صدام می کنی.مامانی   مامانی ... دلم ضعف میره و میگم،جان مادر. و واست می خونم:سلام عزیزم.سلام جان مادر.سلام به ...
6 اسفند 1392

طاهای 19 ماهه ما

اوضاع و احوالم طوریه که حس می کنم از روز اول خلقتم،طاها با من بودی.خیلی بیشتر از 19 +9   ماه بارداری.امید قلب مادر 19 امین ماه زندگیت مبارک. وقتی توی خونه ای یک فرشته زمینی هست،رنگ خونه،بوی خونه،گرمای خونه متفاوته.حتی صدای آدمای خونه تغییر می کنه..از کنار خونه که رد می شی آهنگ کودکانه لذت کودکیت رو تازه می کنه.بوی غذای تازه بخاطر اینکه دلبندت ،پاره تنت،جگر گوشت فقط چند قاشق از اون رو با لذت بخوره،تمام کوچه رو پر می کنه.و گرمای وجود نازنینش،خونت رو گرم می کنه.صدا،صدای خروس و گاو و گربه و الاغ نازنین و.....از اون خونه به گوش می رسه و قهقهه های گوش نواز و دلنواز. اینها همش برکته،رحمته،لطفه.چه باید کرد در از...
28 بهمن 1392

پیشاپیش سپندارمذگان،روز عشاق گرامی باد.

آهای نا ایرونیها ولنتاینتون مبارک.امیدوارم با خوندن ادامه مطلب عذاب وجدان نگیرید ،مثل من ولنتاین بی ولنتاین.این خط ا .اینم نشون _ .+ تموم دقدقمون فراهم کردن اسباب خوشحالی عالیجنابمون هست و بس. با شادی تو شادیم و با لذتت سرشار از خوشی می شیم .وقتی که خوب فکر می کنم ،می بینم من و بابایی در تموم گردهماییامون،مهمونیها و مسافراتمون به خوش بودن شما فکر کردیمو بس.به اینکه آیا این موجود دوپا.این فرشته زمینی ما ،این هدیه خداوند شکمتون سیر هست؟توالتتتون رو کردید(خدا می دونه چقدر لنگ این یه مورد شدیم )آیا میزبان کودک داره،اگر نداره با شما بازی می کنه؟ نکنه ساعت خواب شما بهم بریزه .نکنه .....و....قند تو دلت آب شه... یه عزیزی می گفتن،اینم ...
27 بهمن 1392

اولین پیرایش

زلف بر باد مده تا نَدَهی بر بادم                   ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم مِی مخور با همه کس تا نخورم خون جگر  سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم               طُره را تاب مده تا ندهی بر بادم یار بیگانه مشو تا نَبَری از خویشم               غم اَغیار مخور تا نکُنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگِ گُلم           قد برافراز که از سرو کنی آزادم شمع هر جمع مشو ور نَه بسوزی ما را  &nbs...
26 بهمن 1392