آقا طاهای نازنینآقا طاهای نازنین، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره
مریمنازمریمناز، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 29 روز سن داره

طاها،زیباترین هدیه خداوند

طاهای 18 ماهه ما -

سلام و ببخشید بابت تاخیرم در تبریک 18 ماهگیت،میوه دل مادر،طاهای من.شبها از خستگی بی هوش می شم پا لپ تاب،و یواش یواش می خزم به سمت دوست داشتنی ترین مکان دنیا؛؛رختخوابم. بدون مقدمه بگم انگاری خیلی وقت بود که منتظر 18 ماهگیت بودم ای بی همتای مادر،اما نمی دونم چرا اینقدر زود امد.می ترسم از روزی که 18 سالگیت رو تبریک بگم،اونم به همین اندازه زود از راه برسه و اونوقت واسه خودت مردی شدی.فکر کردن به این موضوع هم باعث بغضم می شه..... نه  نه نه اینکه ناشکر بزرگ شدنت باشم نه،طول عمر موهبت الهیه و همیشه از خدای خوبیها و مهربونیهام واست عمر طولانی با یک تن سالم ،یک روح پاک  ،سیرت زیبا ودلی خوش و لبخندی آغشته به مهرو قلبی...
3 بهمن 1392

میلاد دو مولود مبارک

اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست روز میـلادت شدم مست می عرفان تو آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو . . . ای ششم پیشوای اهل ولا خلق را رهبری به دین هدی پای تا سر خدا نمایی تو هم ز سر تا بپای صدق و صفا ا میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد خدایا به تو سوگند می دهم به دو مولود نورانی امشب،سلامتی دین و دنیا را به ما عطا فرما.عید بر همگان،مخصوصا تو ای ماه مادر،دنیای دوست داشتنی مادر،طاهای من مبارک بادا. در ادامه مطلب با فرمایشاتی گوهر بار از رسول اکرم با ما همراه باشید..... ...
29 دی 1392

25 دی ماه

بنام خدای مهربانم،که هر چه از مهربانیش بگویم کم  گفتم.یک ماه پیش در چنین روزی  نازنین خاله  به دنیا آمدی،و خیال همه را از وجودت و سلامتیت راحت نمودی و چقدرزیبا روزی بود تولد تو،کیان نازنینم.طاهای من ،علاقه ات به پسر خاله ات باور کردنی نیست.دلت می خواهد هر جا که او هست ،تو نیز باشی.عاشق انگشتان پا و دستش هستی.انگار راستی راستی می دانی او پسر خاله ات است.دلت می خواهد او را روی پایت بگذاریم و یا روی نی نی لای لای تا او را بهتر و از فاصله 20 سانتی ببینی،و در این زمان چه آشوبی در دل من و خاله جون است  که نکند از عشق زیادت کاری کنی با نی نی جان که نباید بکنی . نازنین خاله کیان خاله،عزیز جونم، اولین ماه گردت مبارک.چقدر دلم...
25 دی 1392

اولین شهر بازی

خدا رو شکر فرصتی یافتیم برای نوشتن.خدا رو شکر سفر اروپا نرفته بودیم،وگر نه معلوم نبود تا یکسال دیگر پستی  میداشتیم یا نه؟؟. باورکن یکی یدونه مامان،تو این مدت بی اینترنت بودم و گر نه اونقدرام سفر نرفته نبودیم ممنون از دایی جون و زندایی جون که علیرقم مشغله کاری  و درسی که داشتن باعث شدن یک عالمه خاطره خوش از سفرمون  به تهران داشته باشیم.واین اولین تجربه شما در سرزمین عجایب بود وچه خوش بودی و متعجب.... از اون همه رنگ و هیجان. در ادامه عکسهای طاهای من، از لذتت در بازیها خواهم گذاشت... فکر کن ،عصاره وجود مادر؛4 تا آدم گنده به بهانه شما سوار قطار شدیم.تنها بخاطر شاد  کردن دل شما،نه کودکی کردن خود...
18 دی 1392

برگشتیم

سلام.سلللللللللللام.وباز هم سلام به خاطرات مصورم.سلام به آهنگ دلنشینم.سلام به امکانات.سلام وبلاگ جونم.وای مردم از بی وبلاگی.چه دردی داره ترک اعتیاد.انگاری یه چیزی می یوفته تو وجودت وقتی اینترنت نداری.چقدر بد.این همه وابستگی به این تکنولوژی اصلا خوب نیست،مادر جان.یه وقت از مادر الگو نگیری،جان مادر... هم بودیم،هم دلمان می خواست بتایپیم،اما چه کنیم،به هر دری زدیم تا بلکه این مشکل قطع اینترنت را درست کنیم،نشد که نشد.تا دیروز.عزممان را جمع کردیم و گفتیم :این تو بمیری آن تو بمیری نیست.اینترنتی بسازم،آن سرش ناپیدا؛ کل منطقه را جوابگو باشد ..... تمامی راهها را بررسی کردیم و آخر دست به دامان مبایل و شماره دایی جانتان شدیم  که خدا حفظشا...
18 دی 1392

کیان ،پسر خاله عزیز

    ::: غنچه کرد و غنچه شکفت و خداوند بهترین و زیباترین هدیه اش را به ما داد(کیان).خدای بخشنده را شکر گزاریم . :::: این اس ام اس بابا داوود بود واسه همه آشنایان در لحظه ای که به معنای حقیقی پدر شدن و کیان نازنین ما پا در دنیای ما نهاد.خوش امدی عسل خاله.جون خاله.                                      هورااااااااااااااااااااااا.کیان جون خاله به دنیا امد.و من رسماً و قانوناً و اسماً وخلاصه درست و حسابی خاله شدم،چه کیفی میده خاله شدن و چقدر سخ...
27 آذر 1392

یلدای سال 91

عزیزان روی گل شما به سرخی انار،شب شما به شیرینی هندوانه،خندتون مانند پسته و عمرتون به بلندی یلدا.پیشاپیش یلداتون مبارک.. زیباترین ،دلنشین ترین ،به یاد ماندنی ترین یلدایی که تا به آن روز داشتم ،یلدای سال  91 بود.تمامی دلیل این ترین ها تنها تو بودی و بس،طاهای من. مردی شدی واسه خودت،دونه انار من. شرح ماجرا از آنجاست که شب یلدای سال پیش،مصادف شد با جشن دندونی شماو همه فامیل خونه یک نفر جمع می شیم به رسم شب یلدا ،اینسال مادر جون قبول میزبانی کردن ،تا هم شب یلدا دور هم باشیم و همینطور جشن دندونی واسه شما بر گذار کنیم.روز قبلشم ،مامان جون واستون آش دندونی درست کردن.،که واقعا دستشون درد نکنه.و نتیجه شب یلدای دن...
27 آذر 1392

طاهای 17 ماهه

چه کرده ای با من،طاهای من که اسیرت شده ام .یک ساعت دور از تو مثل یک سال بی توست.گریه ات را بهانه ای می کنم برای دور نشدن از تو.نگاهت سراسر انرژی ست.صدایت ،صدایت خوش اهنگترین ملودی دنیاست. آخ خ خ خ خ ،لبخندت ،چه بگویم از او که می برد مادر را به بهشت.... دوستت دارم .دوستت دارم.دوستت دارم.روزی را به یاد نمی آورم که ده ها بار صدایت نکرده باشم: طااااهههههههها...  .نگاهم می کنی،و مادر می گویم:طاها دوست دارم.لبخندی می زنی و به ادامه کارت می پردازی.و آرامش نگاهت و لبخندت، ساعتها مرا بس است .دگر هیچ از خدا نمی خواهم. و باز خدایا شکرت..              تولد 17 ماهگیت مبارک،زندگی من...
27 آذر 1392

شیرینی قدم

با استناد به مدارک و شواهد موجود و با تکیه بر لطف خدای یگانه،اعلام می دارم ،که ای جان مادر قدمهایت مبارک،نازدونه مادر.پادشاه قلبم و امیدم. قرار بود این کیک زیباتر از این  جا پای ساده باشه،اما مثل اینکه حواس سازنده بجای زیبا درست کردن کیک رفت روی زیاد کردن وزن کیک.وتقریبا دو برابر سایز مورد نظر ما شد،اما خدارو شکر فکر کنم منظور کیک قدم رو لا اقل می رسوند.مهم شیرینی کام عزیزان بود ،که شیرین شد. در ادامه با هم خواهیم بود.... چقدر با غرور گام ور میداری و چقدر با مزه پاپا می کنی.صدها بار در حال راه رفتن بغلت گرفتم و از ته ته قلبم فشارت دادم ،چون همیشه منتظر بودم بدویی ،راه بری تا کلی بازی پر جنب و جوش کنیم،تا بهو...
25 آذر 1392

بازی:شادی:8

یه وقت فکر نکنیی مامانی تنبل شدم و کمتر خلاقیت به خرج میدم ....نه قوربونت بشم مادر.... اصلا به اسباب بازیهات تمایلی نشون نمی دی و مامان در حال خودکشی وابراز هیجان با وسایل بازیهات و شما غرق در بازی با دوست عزیزتر از جانت:: جارو برقی وو یا جارو دستی  و هر چیزی از جنس جارو و نام جارو... خلاصه جارو هستی. البته این علاقت مقتضی سنت هست.برای همین خیالم راحته که یک روزی دست از سر کچل این جارو های بیچاره ور خواهی داشت. وقتی اینطوری خوشی،وقتی تمام دنیات توی این وسیلست،پس لذت ببر دنیای من.رویای من.چرا من خوش نباشم؟؟؟؟ تشکر ویژه از جارو دستی عزیز که به شما در راه رفتن کمک شایانی کردن.ممنون جارو...   ما هم کاردستیهایم...
20 آذر 1392