آقا طاهای نازنینآقا طاهای نازنین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه سن داره
مریمنازمریمناز، تا این لحظه: 9 سال و 9 ماه سن داره

طاها،زیباترین هدیه خداوند

هدیه نقاشی

نقاش این نقاشی یک بچه مهربون و دوست داشتنیست که هم ماه،هم با ادب و هم معاشرتی و بسیار باهوش و حرف گوش کن،خلاصه هر چی از خوبیاش بگم کم گفتم. او او.... این کودک کیست؟؟؟؟؟ کسی نیست جز آقا حسام نازنین ما،پسر عموی قند عسل شما.لطف کردن و این نقاشی رو واسه شما کشیدن..امضا هم کردن.انشاالله نامدار باشی و موفق عزیز زن عمو. الهه جون  حسام جون طاها جون....دوستتون دارم. ...
20 آذر 1392

کدبانو

خدایا از این جمله تکراریم خسته نشو،چون می خوام بگم :یا رحمان شکرت. چطور می تونم از عشق به تو صحبت کنم در حالی که زبانم قاصر است و کلمات از توان بیانش عاجزند.پس تنها می گویم دوستت دارم ای خدا .دوستت دارم خالق طاهای من.دوستت دارم تا بی نهایت.خدایا ،تورا به اندازه خداییت ،که بی حساب است می پرستم و پسرم تو را به اندازه مخلوقیتت که بی مثال است،دوست می دارم.وقتی همه چیز خوبه ،ته دلت می لرزه که نکنه خدایی ناکرده کم شاکر خدای به این ماهی باشی. طاهای من ،دنیای من اگه می خوای همه چیز داشته باشی،فقط کافیه یکو داشته باشی،اونم خداست.به همین راحتی. می خوای دوربین رو از مامان بگیری....با این ژستت و کلمه مامانیییییه،چقدر راهت می گیری ای ن...
17 آذر 1392

اولین پارک

ممنون از سروش عزیزم که با بهانه گیریاش،باعث شد مامان نمونه و مهربونش،خاله حورای عزیز که یک خانم و مادر همه چی تمومن بیاردشون پارک. ایشونم لطف کردند و با ماتماس گرفتن و این شد که من و بابایی از خدا خواسته بردیمت پارک سر پوشیده.توی یک خونه قدیمی بود که دو تا خانم مسیولش بودند و قانونش این بود که بایستی بیشتر از یک ساعت نمی موندیم.فکر کنید انوقت چی می شد؟؟؟با والدینی که مییومدن و بجه هاشون رو رها می کردن و می رفتن سراغ کاراشون ... 24 آبان و کلی لذت غیر قابل وصف در چهره تو ای ماه روی من.و کلی انرژی گرفته شده از بابا.خودمونی بگم،بابا == غش. تو شُک بودی؛اینجا کجاست؟ بیشتر از همه عاشق این سرسره بودی و عین این پسر خلافای توی...
17 آذر 1392

یک روز با تو

بنام خدایی که هیچ وقت دغدغه از دست دادنش را ندارم. وقتی به حرف دل مامانا گوش جان می سپاریم می بینیم چقدر شبیه هم لذت می بریم.از اولین کلمات ،از اولین ماما گفتنها.از خنده ها .بازیها،از بودنتان.باید مادر بود تا پی به لذت مادرانه ببری.مدتیست که میخواهم،از یک روز کامل با تو بودن بنویسم.. دوربین به دست گرفتم و بسم الله.....دلم می خواست همه لذت بردنهایم را ثبت کنم.اما... یک ساعت از بیداریت نگذشته بود که تعداد عکسهای ما به 100 رسیدودیدم اگر اینطوری پیش رویم هارد اگسترنالمان نیز کم می آید .پیش خود اندیشیدم ،اگر روزی فرا رسد ودلمان خواست هر روز کودکیت را نظاره کند،عکسها که لحن زیبای کلامت را ندارند،پس چه باید کرد؟؟؟  از زمان ...
7 آذر 1392

پند 3

پند 3 :    به خدا توکل کن   به او”توکل” کن. آتشی نمى سوزاند “ابراهیم” را و دریایى غرق نمی کند “موسى” را کودکی، مادرش او را به دست موجهاى “نیل” می سپارد تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد مکر زلیخا زندانیش می کند اما عاقبت بر تخت ملک می نشیند از این “قِصَص” قرآنى هنوز هم نیاموختی ؟! که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند و خدا نخواهد نمی توانند او که یگانه تکیه گاه من و توست ! پس به “تدبیرش”...
7 آذر 1392

پند 2

  پند 2 : آخ خ خ خ که چقدر حرف دله...... قرآن ! من شرمنده توام قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند " چه کس مرده است؟ "  چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل کرده است . قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق می کند که ترا بر روی برنج نوشته،‌ یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق می کند که ترابا طلا نوشته ، ‌یکی به خود می بالد که ترا در کوچک ترین قطعه ممکن منتشر کرده و …  آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟ قرآن! م...
3 آذر 1392

پند 1

 سلام دوستان ،تا بحال شده وجدان درد بگیرید؟ انشاالله که مثل ما نگرفته باشید. پسرم ،دوردونه مادر برایت نقل خواهم کرداز بزرگان،از آنها که اگر یک خط می نویسند ارزش یک کتاب را دارد،از هر آنچه به نظرم خواندنش برایت ارزشمند تر  از نخواندنت هست خواهم گفت .هر جا که بخوانم برایت می نویسم تا روزی  خودت بخوانی و مثل مادر لذت ببری.انشاالله به حق صاحب قرآن،هیچوقت شرمنده خدایت نشوی. این برگی جدید در دفتر خاطراتمان هست ،تا اگر روز و روزگاری نصیحتهای زیبا به زبانمان نیامد،نوشته های زیبای دیگران همراهمان باشد. صفحه 1 : قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده ...
30 آبان 1392

طاهای 16 ماهه ما

دلبندم ،ماه آسمانم،خورشید وجودم،بهانه نفسهایم،ای که با وجود تو  و خوشی توست که شادانم و ای مخلوقی که عظمت قدرت خالق را در تو می بینم و ای نازنینی که به ناز نگاهت گرفتارم و با لبخند لبانت حلاکم،دنیای من،طاهای من 16 ماه از عمر شیرینت می گذرد و چه شیرین بود تلخی بی قراریها و بی خوابیهایت وچه زیبا بود روزهای با تو بودن. 16 ماه است که به عمق عشق پی برده ام و علت کار مجنون را در یافته ام.کوه که سهل است حاضرم قلبم را ،دارو ندارم را سرمایه وجودت کنم.تو تو تو ،تو ...... در بیان احساسم عاجزم ودر میزان علاقه ام ناتوان.اما می دانم و تو نیز به خوبی می دانی که بزرگترین هدیه خداوندی برایمان و باز خدایا شکرت. این عکس در فروشگاه ل...
28 آبان 1392

یا حسین

سلام به همه عزیزانی که تو این مدت به ما سر زدن ،اما ما نبودیم.بیشتر بودیم اما بی امکانات بودیم و چقدر سخت گذشت بدون  امکانات اینترنت.از هیچ بابت ناراحت نشدم،بیشتر از ایتکه نتونستم به موقع تو وبلاگ پسرم پیام تسلیتم روبابت بزرگترین روزغم عالم ،عاشورای حسینی به صاحب عزا،خانم فاطمه زهرا گفته باشم.چطور می شه خاطرات تو رو بی نام حسین مزین کرد.ای که آرزوی چشمان مادرت دیدن عزاداریت برای حسین است و افتخارم بیشتر و بیشتر شد وقتی میدیدم با شنیدن صدای عزاداری، دستهای کوچک اما پاکت رو به سینه مالامال عشقت می کوبیدی و مادر باز افتخار می کردم به داشتنت ای ناز دونه مادر. تعطیلات سه روزه رو در دیار بابایی سپری کردیم تا بعداز مدتها بیشتر ...
28 آبان 1392

بازی:شادی:7

مدتها قبلتر این بازی رو انجام دادیم.اما الان واست جذاب تر شده. خوب هر چی باشه بزرگتر شدی و ناقلاتر. روزنامه دیواری مواد لازم:  یک عدد مقواویاکاغذ بزرگ (لااقل بزرگتر ازa4 ) + یک مجله با کلی عکس + چسب + قیجی +یک قند عسل و مامان طرز تهیه : خیلی راحت و آسوده شکلها را از صورت نی نی گرفته تا مامان و باباها و انواع حیوانات خلاصه هر چیزی که واسه نی نی هاتون جالبه و خودشون نشونتون می دن برش می زنیم (البته اگر چندتایی به زحمت قند عسلتون پاره شد ناراحت نباشید به هر حال هدف لذت بردن کوچولوهای ماست حالا چه با عکس سالم وچه عکس پاره) بهر حال با کمک قند عسلمون می چسبونیم روی مقوا...  می تونیم از تصاویر ،لبخند و نارا...
19 آبان 1392