عید غدیر

سهل کنید سخت را خانه برید بخت را عید غدیر می رسد
ضرب زنید طبل را پیشه کنید عدل را عید غدیر می رسد
باده دهید جام را قند زنیدکوزه را عید غدیر می رسد
آب دهید تشنه را دور کنید غصه را عید غدیر می رسد
حل شود صد مشکلم با گفتن یک یا علی/قلب من خورده گره از روز اول با علی /محرم میقات را گفتم چه گویی زیر لب ؟ /عاشقانه یک تبسم کرد و گفتا یا علی
عید ولایت و امامت بر همه عاشقان امامت مبارک باد.
خدای خوبیها ،خدای خالق مولایم علی،تمام و کمال طاهام رو ،این گوهر گرانبهام رو،این هدیه بی همتا رو تنها به تو می سپارم.مولای من،آقای من،سرور من،ای که از وصف عشقم به تو عاجزم.ای که بعد از ذکر حق با نام تو قدم می نهم.و گامهای تاتی تاتی و پاپای قلبم : طاهام با نام توست که محکم می شوند و به جلو می روند.
سال دیگه در چنین روزی به خواست خدا یه قند عسل دیگه بینمون خواهد بود با 9ماه زندگی شیرین .عزیز خاله بی صبرانه منتظر ورودت در این دنیای سراسر خوبی هستیم.
انشاالله به سلامت بییای پیشمون.دوردونه خاله![]()

(متن بالا را از چپ به راست بخوانید)
حالا که در حال تایپ هستم،3 ساعتی هست که خوابیدی ،نازدونه مامان.اما چه خوابی؟؟بیشتر از 8 بار بیدار شدی و مامان دوباره خوابوندمت.و نوشتن این متن کوتاه بیشتر از 4 ساعت به طول انجامید.اینه که مامان دیر به دیر واست می نویسم،شیرین عسل من.
خدا جون همه بچه ها خواب راحت داشته باشن،من جمله طاهای من.آمین
توی این هفته ای که گذشت،تجربه های تازه ای کسب کردی،دونه انار مامان.
برای اولین بار از میوه انار تناول کردی وچه با لذت نوش جان می نمودی که دهان هر انسانی را به آب می انداخت .و آن هم چه اناریییییییییی.انار باغ بابا جون.با دستهای زحمت کش بابا جون کاشته شده و برداشته شد و شما هم چقدر خوشمزه ،و با رنج بسیار میل نمودید.از همینجا دستان زحمت کش بابا جون رو می بوسم.


قربون اون پاهات بشم که همیشه اینطوری می زاریشون روی هم.
.gif)
می میرم واسه دونه دونه سلولهای اون انگشتای توپولیت

پیکاسوی مامان،عاشق این جدیت تو کارتم.
![]()
تمام طول راه برگشت از خونه مامان جون به خونمون رو ،سوار بر سه چرخت روی پاهات ایستادی و چقدر به خودت می بالیدی و من و بابایی تمام مسیر قربون بلات شدیم و شعر ماشاالله ماشاالله واست خوندیم.




عید غدیر
