بازی:شادی:5
طاهای من الان که دارم می نویسم ،شما خیلی آروم اما با دهان باز بخاطر سرمایی که داری تو تختت خوابیدی.ووقتی از دهانت نفس می کشی خیلی واست ناراحت می شم و هر وقت بیمار می شی به یاد مادرای بچه های بیماری می یوفتم که می دونن ده روز دیگه هم بجه هاشون همینطوری باقی می مونن و با بیماریهای لاعلاجشون کنار می یان.البته به خواست خدا.و هر بار که بیمار می شی پیش خودم می گم ،خدایا بزرگترین نعمتی که به ما دادی سلامتیه که هر چیزی رو درگیر خودش می کنه . خدایا ،مهربان من ،معبود من،خالق زیباییها ،یکتای من تو بی نظیری.تو همتا نداری:حدای من شکرت شکرت شکرت. و اما بازی ما :::مواد لازم: چند عدد ستاره های کوچک تزیینی و یا هر چیزی که واسه دلبنت...










